خود را روی پرده پشت سر مردمی میدید که روبهرویش روی صحنه ایستاده بودند و او را تشویق میکردند. پس از تشویق چند دقیقهاى مهمانان حسین علیزاده پشت میکروفن آمد و گفت: «چیزى ندارم بگویم، از اول که نشستم دیدم همه چیز آشناست. امشب حالم طورى شده که دلم میخواهد ١٢٠ سال دیگر عمر کنم. این مهر و عشق شما به من تعهد مىدهد که کار کنم. با وجود شما خیلى خوشبختم. هیچ وقت در زندگیام این همه زیبایى را یکجا ندیده بودم. هرکس را که نگاه میکنم، هر چهرهاى را که مىبینم، همه همانهایى هستند که همیشه در قلبم بودند. کاش باز هم بتوانم کارهایى بکنم که شما دربارهاش حرف بزنید.»
برچسب:
نویسنده: رضا رضوی